محمد داوری
تعارض جدی ای که وجود دارد این است که مدارس دولتی هم، به یکی از شیوههای درآمدسازی برای آموزش و پرورش تبدیل شده اند.«ما عملا چیزی به نام «مدارس دولتی رایگان» نداریم چون در محرومترین نقاط کشور هم مبلغی از والدین به اشکال مختلف گرفته میشود.
سالها است که یک سیاست کلی در آموزش و پرورش غالب بوده و آن هم پولیسازی و کالاییسازی هرچه بیشتر آموزش است. وزرای آموزش و پرورش، پولیسازی را پیش برده و هزینه مدرسه را بیشتر از پیش به جیب مردم و والدین وابسته نمودهاند و حتی در دورترین مناطق نیز کمکهایی به اجبار از خانوادهها گرفته میشود.
پس میتوان گفت آموزش رایگان برای دانشآموزان به طور صددرصد وجود ندارد و هزینههای جاری مدرسه همانند آب، برق، گاز و تلفن از جیب خانوادهها تأمین میشود. کمک والدین به مدارس باید داوطلبانه باشد و این روند غیرقانونی و ضدآموزشی که به اسم «مشارکتهای مردمی» انجام میگیرد، بر خلاف اصل ۳۰ قانون اساسی است.
این موضوع تکلیف دولتها و حق کودکان و نوجوانان است، حقی که در تمامی دولت ها بیش و کم نادیده گرفته شده، توجه به این حق باید خودش را در کارآمدی نظام آموزشی نشان دهد و ملاک ارزیابی در نظام آموزشی هم دو شاخص کیفیت و عدالت است. اما هرسال نظام آموزشی ما ناکارآمدتر شده و با افت کیفیت، عدالت نقض شده است. اخذ شهریه چه از سوی غیردولتی ها و چه توسط انواع مدارس دیگر خلاف قانون اساسی و مغایر با عدالت آموزشی است.»
«مدرسه» به مدد سیاستگذاری غلط و همسو با منافع مافیای آموزشی و بنگاههای آموزشی دچار چالش جدی است و «بنگاهی» و کارتخوانی شدن مدارس در راستای پولیسازی آموزش، نشان از بالا گرفتن این چالش دارد.
نظرات + سوالات خودتان را ارسال کنید
تبلیغات متنی